<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>دی</title>
		<link>https://day.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://day.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>دوری و دوستی</title>
			<link>https://day.kowsarblog.ir/دوری-و-دوستی-1</link>
			<pubDate>07:51:00 +0330 دوشنبه، 5 آبان 1399</pubDate>			<dc:creator>دی</dc:creator>
			<category domain="main">ولایت</category>
<category domain="alt">دلنوشته</category>
<category domain="alt">دی، مادر، زن</category>			<guid isPermaLink="false">1100491@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #035719;&quot;&gt;سلام آقای من!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #035719;&quot;&gt;سوار بر اسب آماده ای مولای ما! امروز آغاز رسالت و امامت توست.بخ لک!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #035719;&quot;&gt;امروز روزی است که ردای سنگین اما زیبای امامت بر دوش های مبارک شما نشست.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #035719;&quot;&gt;چه می توانم بکنم و چه می توانم بگویم مولایم جز «لبیک»!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #035719;&quot;&gt;لبیک یا امیرالمؤمنین! لبیک یا وصی الله! لبیک یا ولی الله! &amp;#8230;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #035719;&quot;&gt;آقاجان!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #035719;&quot;&gt;اما تبریک و لبیک با تو، تفاوتی دارد با لبیک و تبریک مردم با اجداد بزرگوار شما؛ آنها امامشان را دیدند اما ما نه! آنها با امامشان رودررو بیعت کردند اما ما در پس پرده!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #035719;&quot;&gt;آقا جان چه کنیم تا تو را ببینیم؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #035719;&quot;&gt;چه کنیم با این فراق؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #035719;&quot;&gt;چه کنیم با این دوری و دوستی؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://day.kowsarblog.ir/دوری-و-دوستی-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><strong><span style="color: #035719;">سلام آقای من!</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><strong><span style="color: #035719;">سوار بر اسب آماده ای مولای ما! امروز آغاز رسالت و امامت توست.بخ لک!</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><strong><span style="color: #035719;">امروز روزی است که ردای سنگین اما زیبای امامت بر دوش های مبارک شما نشست.</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><strong><span style="color: #035719;">چه می توانم بکنم و چه می توانم بگویم مولایم جز «لبیک»!</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><strong><span style="color: #035719;">لبیک یا امیرالمؤمنین! لبیک یا وصی الله! لبیک یا ولی الله! &#8230;</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><strong><span style="color: #035719;">آقاجان!</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><strong><span style="color: #035719;">اما تبریک و لبیک با تو، تفاوتی دارد با لبیک و تبریک مردم با اجداد بزرگوار شما؛ آنها امامشان را دیدند اما ما نه! آنها با امامشان رودررو بیعت کردند اما ما در پس پرده!</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><strong><span style="color: #035719;">آقا جان چه کنیم تا تو را ببینیم؟</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><strong><span style="color: #035719;">چه کنیم با این فراق؟</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><strong><span style="color: #035719;">چه کنیم با این دوری و دوستی؟</span></strong></span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://day.kowsarblog.ir/دوری-و-دوستی-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://day.kowsarblog.ir/دوری-و-دوستی-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://day.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1100491</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>خواص و عوام در کلام رهبری</title>
			<link>https://day.kowsarblog.ir/خواص-و-عوام</link>
			<pubDate>07:59:00 +0430 چهارشنبه، 19 شهریور 1399</pubDate>			<dc:creator>دی</dc:creator>
			<category domain="main">دی، مادر، زن</category>			<guid isPermaLink="false">1066491@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;(عبرتهای عاشورا)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«خواص» چه کسانی هستند؟ آیا قشر خاصی هستند؟ جواب، منفی است. زیرا در بین «خواص»، کنار افراد با سواد، آدمهای بیسواد هم هستند. گاهی کسی بیسواد هست؛ اما جزو خواص است. یعنی می فهمد چه کار می کند. از روی تصمیم گیری و تشخیص عمل می کند؛ ولو درس نخوانده، مدرسه نرفته، مدرک ندارد و لباس روحانی نپوشیده است. به هر حال نسبت به قضایا از فهم برخوردار است. &amp;#8230;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;نقطه مقابلش هم عوام است. عوام یعنی کسانی که وقتی جو به سمتی می رود، آنها هم دنبالش می روند و تحلیلی ندارند. یکوقت مردم می گویند «زنده باد!» این هم نگاه می کند، می گوید«زنده باد!» یکوقت مردم می گویند« مرده باد!» نگاه می کند، می گوید«مرده باد!» یکوقت جو اینطور است؛ اینجا می آید. یکوقت جو آنطور است؛ آنجا می رود! یکوقت - فرض بفرمایید - حضرت «مسلم» وارد کوفه می شود. می گویند:«پسرعموی امام حسین علیه السلام آمد.خاندان بنی هاشم آمدند. برویم. اینها می خواهند قیام کنند، می خواهند خروج کنند.» و چه و چه. تحریک می شود، می رود دور و بر حضرت مسلم؛ می شوند هیجده هزار بیعت کننده با مسلم! پنج، شش ساعت بعد، رؤسای قبایل به کوفه می آیند؛ به مردم می گویند:« چه کار می کنید؟! با چه کسی می جنگید؟! از چه کسی دفاع می کنید؟! پدرتان را در می آورند!» اینها دور و بر مسلم را خالی می کنند و به خانه هایشان بر می گردند. بعد که سربازان ابن زیاد دور خانه ی«طوعه» را می گیرند تا مسلم را دستگیر کنند، همینها از خانه هایشان بیرون می آیند و علیه مسلم می جنگند! هر چه می کنند، از روی فکر و تشخیص و تحلیل درست نیست. هرطور که جو ایجاب کرد، حرکت می کنند. اینها عوامند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/day/quick-uploads/ashura.jpg&quot; alt=&quot;نذری مجلس روضه ابا عبدالله  علیه السلام&quot; width=&quot;1080&quot; height=&quot;607&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://day.kowsarblog.ir/خواص-و-عوام&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>(عبرتهای عاشورا)</p>
<p><span style="color: #000000;">«خواص» چه کسانی هستند؟ آیا قشر خاصی هستند؟ جواب، منفی است. زیرا در بین «خواص»، کنار افراد با سواد، آدمهای بیسواد هم هستند. گاهی کسی بیسواد هست؛ اما جزو خواص است. یعنی می فهمد چه کار می کند. از روی تصمیم گیری و تشخیص عمل می کند؛ ولو درس نخوانده، مدرسه نرفته، مدرک ندارد و لباس روحانی نپوشیده است. به هر حال نسبت به قضایا از فهم برخوردار است. &#8230;</span></p>
<p> </p>
<p><span style="color: #000000;">نقطه مقابلش هم عوام است. عوام یعنی کسانی که وقتی جو به سمتی می رود، آنها هم دنبالش می روند و تحلیلی ندارند. یکوقت مردم می گویند «زنده باد!» این هم نگاه می کند، می گوید«زنده باد!» یکوقت مردم می گویند« مرده باد!» نگاه می کند، می گوید«مرده باد!» یکوقت جو اینطور است؛ اینجا می آید. یکوقت جو آنطور است؛ آنجا می رود! یکوقت - فرض بفرمایید - حضرت «مسلم» وارد کوفه می شود. می گویند:«پسرعموی امام حسین علیه السلام آمد.خاندان بنی هاشم آمدند. برویم. اینها می خواهند قیام کنند، می خواهند خروج کنند.» و چه و چه. تحریک می شود، می رود دور و بر حضرت مسلم؛ می شوند هیجده هزار بیعت کننده با مسلم! پنج، شش ساعت بعد، رؤسای قبایل به کوفه می آیند؛ به مردم می گویند:« چه کار می کنید؟! با چه کسی می جنگید؟! از چه کسی دفاع می کنید؟! پدرتان را در می آورند!» اینها دور و بر مسلم را خالی می کنند و به خانه هایشان بر می گردند. بعد که سربازان ابن زیاد دور خانه ی«طوعه» را می گیرند تا مسلم را دستگیر کنند، همینها از خانه هایشان بیرون می آیند و علیه مسلم می جنگند! هر چه می کنند، از روی فکر و تشخیص و تحلیل درست نیست. هرطور که جو ایجاب کرد، حرکت می کنند. اینها عوامند.</span></p>
<p><span style="color: #000000;"><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/day/quick-uploads/ashura.jpg" alt="نذری مجلس روضه ابا عبدالله  علیه السلام" width="1080" height="607" /></span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://day.kowsarblog.ir/خواص-و-عوام">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://day.kowsarblog.ir/خواص-و-عوام#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://day.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1066491</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>آیا برای مرد نابینا باید حجاب کرد؟</title>
			<link>https://day.kowsarblog.ir/آیا-برای-مرد-نابینا-باید-حجاب-کرد</link>
			<pubDate>13:01:00 +0430 سه شنبه، 24 تیر 1399</pubDate>			<dc:creator>دی</dc:creator>
			<category domain="main">دی، مادر، زن</category>			<guid isPermaLink="false">1041846@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;ol&gt;
&lt;li style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;این روزها و بلکه همیشه، دلسوزانی دغدغه و مسئله ی فکری بزرگی به نام حجاب از دست رفته ی زن را در جامعه دارند.نقل مجالس و محافل ما وااسفای از دست رفتن چادر و حجاب زنها شده است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;اما آیا موضوع و مسئله ی محوری در حجاب چیست؟ چرا خانواده و نهادها در تلاش اند تا با گفتگو و انواع روشها و قالبها چادر و حجاب را توضیح و تبیین کنند؟ باید توجه داشت که حجاب و پوشش تنها جلوه ای از جلوه های یک مسئله ی اساسی به نام «حیاء و عفاف» است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;در مهندسی فرهنگ پوشش و حجاب، حیاء و عفاف است که مورد توجه و مورد هدف است. در جایی که حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها خود را از نابینا می پوشانند، حیاء و عفاف است که در زیر چادر، خود را می پوشاند. زنی که حیاء و عفاف در وجودش نهادینه باشد، بی شک در مقابل مرد نابینای خوابی نیز حجاب می گیرد.زیرا که حیای او اجازه نمی دهد بدون پوشش در کنار یک جنس مخالف قرار بگیرد. بی شک حجاب و پوشش فقط و فقط یکی از نمودهای حیاء است و می توان به موارد زیادی از بی حیایی اشاره کرد از جمله: صحبت بی پرده با نامحرم، خنده و شوخی ها، حرکات خفیف و دور از حیاء و همچنین بی حیایی در مردان که نمودهای بی حیایی در نوع پوشش و برخوردها و حرکات آنها در اجتماع را دارد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;پس آنچه که باید به دنبال آن باشیم حیاء و عفاف گمشده است. طبیعی است هر چقدر حیاء و عفاف بیشتر باشد، مقدار پوشش، نحوه و چگونگی پوشش، حضور در مجالس مختلط و &amp;#8230; نیز متفاوت خواهد بود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;شاید همینجا بتوان به جواب این سؤال نیز رسید که آیا چادرهای متفاوت و روسری های شاد و رنگی وغیره در برخورد با نامحرم مجاز است یا نه؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;وهمچنین جواب مسأله ای که ذهن بسیاری از ما را مشغول کرده بود در حضور حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در مسجد و سخنرانیها و فعالیتهای اجتماعی ایشان. آنجا که مسئله ای اساسی مانند ولایت نیاز به یاری دارد، با حفظ حیاء در مسجد حضور پیدا کرده و به امر اجتماعی خویش نیز می پردازند بدون اینکه تنافی و تداخلی ایجاد شود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;پس آنچه که لازم می آید تلاش برای حفظ و مراقبت این ویژگی فطری و خدایی دختران و زنان ما یعنی، حفظ حیاء و عفاف در وجود ایشان است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/li&gt;
&lt;/ol&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://day.kowsarblog.ir/آیا-برای-مرد-نابینا-باید-حجاب-کرد&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<ol>
<li style="text-align: justify;"><br /><strong><span style="color: #000000;">این روزها و بلکه همیشه، دلسوزانی دغدغه و مسئله ی فکری بزرگی به نام حجاب از دست رفته ی زن را در جامعه دارند.نقل مجالس و محافل ما وااسفای از دست رفتن چادر و حجاب زنها شده است.</span></strong><br /><strong><span style="color: #000000;">اما آیا موضوع و مسئله ی محوری در حجاب چیست؟ چرا خانواده و نهادها در تلاش اند تا با گفتگو و انواع روشها و قالبها چادر و حجاب را توضیح و تبیین کنند؟ باید توجه داشت که حجاب و پوشش تنها جلوه ای از جلوه های یک مسئله ی اساسی به نام «حیاء و عفاف» است.</span></strong><br /><strong><span style="color: #000000;">در مهندسی فرهنگ پوشش و حجاب، حیاء و عفاف است که مورد توجه و مورد هدف است. در جایی که حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها خود را از نابینا می پوشانند، حیاء و عفاف است که در زیر چادر، خود را می پوشاند. زنی که حیاء و عفاف در وجودش نهادینه باشد، بی شک در مقابل مرد نابینای خوابی نیز حجاب می گیرد.زیرا که حیای او اجازه نمی دهد بدون پوشش در کنار یک جنس مخالف قرار بگیرد. بی شک حجاب و پوشش فقط و فقط یکی از نمودهای حیاء است و می توان به موارد زیادی از بی حیایی اشاره کرد از جمله: صحبت بی پرده با نامحرم، خنده و شوخی ها، حرکات خفیف و دور از حیاء و همچنین بی حیایی در مردان که نمودهای بی حیایی در نوع پوشش و برخوردها و حرکات آنها در اجتماع را دارد.</span></strong><br /><strong><span style="color: #000000;">پس آنچه که باید به دنبال آن باشیم حیاء و عفاف گمشده است. طبیعی است هر چقدر حیاء و عفاف بیشتر باشد، مقدار پوشش، نحوه و چگونگی پوشش، حضور در مجالس مختلط و &#8230; نیز متفاوت خواهد بود.</span></strong><br /><strong><span style="color: #000000;">شاید همینجا بتوان به جواب این سؤال نیز رسید که آیا چادرهای متفاوت و روسری های شاد و رنگی وغیره در برخورد با نامحرم مجاز است یا نه؟</span></strong><br /><strong><span style="color: #000000;">وهمچنین جواب مسأله ای که ذهن بسیاری از ما را مشغول کرده بود در حضور حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در مسجد و سخنرانیها و فعالیتهای اجتماعی ایشان. آنجا که مسئله ای اساسی مانند ولایت نیاز به یاری دارد، با حفظ حیاء در مسجد حضور پیدا کرده و به امر اجتماعی خویش نیز می پردازند بدون اینکه تنافی و تداخلی ایجاد شود.</span></strong><br /><strong><span style="color: #000000;">پس آنچه که لازم می آید تلاش برای حفظ و مراقبت این ویژگی فطری و خدایی دختران و زنان ما یعنی، حفظ حیاء و عفاف در وجود ایشان است.</span></strong><br /><br /></li>
</ol>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://day.kowsarblog.ir/آیا-برای-مرد-نابینا-باید-حجاب-کرد">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://day.kowsarblog.ir/آیا-برای-مرد-نابینا-باید-حجاب-کرد#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://day.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1041846</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>عملیات من</title>
			<link>https://day.kowsarblog.ir/عملیات-من</link>
			<pubDate>09:36:00 +0430 سه شنبه، 24 تیر 1399</pubDate>			<dc:creator>دی</dc:creator>
			<category domain="main">شهدا،انقلاب و دفاع مقدس</category>
<category domain="alt">دی، مادر، زن</category>			<guid isPermaLink="false">1041774@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;تپه جاویدی و راز اشلو را می خوانم. آنجا رسیده ام که در بحبوحه عملیات و بوی دود و خون و خاک و تاریکی هستند. عمو مرتضی قبل از عملیات با چه سختیهایی با کمک همراهانش به شناسایی مواضع دشمن رفته بودند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;عملیات والفجر۲ با رمز یا الله&amp;#8230; یا الله&amp;#8230; یا الله آغاز شد. بین عملیات، هرکدام از نیروها یک تنه مثل شیر بودند. از یک فرمانده دستور می گرفتند اما خود، فرمانده وار  ایثار و جانفشانی می کردند و پیش می رفتند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;کتاب باز بود و چشمهایم بر روی نوشته ها بود. اما ذهنم جای دیگری بود. این همه خون روی زمین ریخته شد، این همه روح به آسمان پرکشید. این همه بیخوابی، گرسنگی، و ذکر و توسل هدفش چه بود؟ شاید هر کدام از فرماندهان جنگ در هر منطقه به وظیفه ی خود عمل کردند که امروز امنیت و آسایش در این سرزمین برقرار است. هیچکدامشان نگفتند من به تنهایی نمی توانم جنگ را به پیروزی برسانم. تنها چیزی که ورد زبانشان بود عمل به وظیفه و مقاومت بود. مقاومت،&amp;#8230;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;راستش گاهی یادم می رود که من هم وظیفه ای دارم و باید به وظیفه عمل کنم. یادم می رود که به شناسایی مواضع دشمن زندگی ام بروم و عملیاتی کار کنم؛ خستگی ناپذیر باشم؛ شب بیداری داشته باشم؛ و با توکل و توسل به خط حمله بزنم و عملیات را آغاز کنم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;عملیات من مادر در سنگر خانواده ام است. مقابله با دشمن و تلاش و ایثار برای اینکه سنگر به دست دشمن نیافتد و حکومت اسلامی خانواده ام را حفظ کنم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;شاید رمز عملیات من (یا زهرا) باشد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;یا زهرا&amp;#8230;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://day.kowsarblog.ir/عملیات-من&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><span style="color: #000000;">تپه جاویدی و راز اشلو را می خوانم. آنجا رسیده ام که در بحبوحه عملیات و بوی دود و خون و خاک و تاریکی هستند. عمو مرتضی قبل از عملیات با چه سختیهایی با کمک همراهانش به شناسایی مواضع دشمن رفته بودند.</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000000;">عملیات والفجر۲ با رمز یا الله&#8230; یا الله&#8230; یا الله آغاز شد. بین عملیات، هرکدام از نیروها یک تنه مثل شیر بودند. از یک فرمانده دستور می گرفتند اما خود، فرمانده وار  ایثار و جانفشانی می کردند و پیش می رفتند.</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000000;">کتاب باز بود و چشمهایم بر روی نوشته ها بود. اما ذهنم جای دیگری بود. این همه خون روی زمین ریخته شد، این همه روح به آسمان پرکشید. این همه بیخوابی، گرسنگی، و ذکر و توسل هدفش چه بود؟ شاید هر کدام از فرماندهان جنگ در هر منطقه به وظیفه ی خود عمل کردند که امروز امنیت و آسایش در این سرزمین برقرار است. هیچکدامشان نگفتند من به تنهایی نمی توانم جنگ را به پیروزی برسانم. تنها چیزی که ورد زبانشان بود عمل به وظیفه و مقاومت بود. مقاومت،&#8230;</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000000;">راستش گاهی یادم می رود که من هم وظیفه ای دارم و باید به وظیفه عمل کنم. یادم می رود که به شناسایی مواضع دشمن زندگی ام بروم و عملیاتی کار کنم؛ خستگی ناپذیر باشم؛ شب بیداری داشته باشم؛ و با توکل و توسل به خط حمله بزنم و عملیات را آغاز کنم.</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000000;">عملیات من مادر در سنگر خانواده ام است. مقابله با دشمن و تلاش و ایثار برای اینکه سنگر به دست دشمن نیافتد و حکومت اسلامی خانواده ام را حفظ کنم.</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000000;">شاید رمز عملیات من (یا زهرا) باشد.</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000000;">یا زهرا&#8230;</span></strong></p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://day.kowsarblog.ir/عملیات-من">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://day.kowsarblog.ir/عملیات-من#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://day.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1041774</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>جیغ فرشته زیباست</title>
			<link>https://day.kowsarblog.ir/جیغ-فرشته-زیباست</link>
			<pubDate>09:17:00 +0430 شنبه، 14 تیر 1399</pubDate>			<dc:creator>دی</dc:creator>
			<category domain="main">دی، مادر، زن</category>			<guid isPermaLink="false">1033541@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;صبح زود است. فرشته ها هنوز خواب هستند. دلم نمی آید بیدارشان کنم، اما خیلی هوایشان را کرده ام. با خودم می گویم پس کی بیدار می شوند؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;این جور موقع ها به شدت دعا می کنم برای کسانی که فرشته در خانه ندارند، اما آرزوی داشتنش را دارند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نسیم خنک صبحگاهی در نبود فرشته ها، بیشتر از دلنوازی، دلتنگی را به همراه دارد. وقتی سکوت است و سکوت است و سکوت&amp;#8230; .&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اما وقتی صدای جیغ و خنده و داد و اعتراض و گریه و مادرگفتن هایشان با یکدیگر قاطی می شود و در ذهنت می پیچد، دوست داری همان لحظه دست از آرامش این سکوت و نسیم دل انگیز صبحگاهی بکشی و زنگ بیدارباش و خوردن صبحانه ای پر سروصدا را بزنی و روزی پراز هیاهو را با فرشته هایت آغاز کنی.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://day.kowsarblog.ir/جیغ-فرشته-زیباست&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>صبح زود است. فرشته ها هنوز خواب هستند. دلم نمی آید بیدارشان کنم، اما خیلی هوایشان را کرده ام. با خودم می گویم پس کی بیدار می شوند؟ </strong></p>
<p><strong>این جور موقع ها به شدت دعا می کنم برای کسانی که فرشته در خانه ندارند، اما آرزوی داشتنش را دارند.</strong></p>
<p><strong>نسیم خنک صبحگاهی در نبود فرشته ها، بیشتر از دلنوازی، دلتنگی را به همراه دارد. وقتی سکوت است و سکوت است و سکوت&#8230; .</strong></p>
<p><strong>اما وقتی صدای جیغ و خنده و داد و اعتراض و گریه و مادرگفتن هایشان با یکدیگر قاطی می شود و در ذهنت می پیچد، دوست داری همان لحظه دست از آرامش این سکوت و نسیم دل انگیز صبحگاهی بکشی و زنگ بیدارباش و خوردن صبحانه ای پر سروصدا را بزنی و روزی پراز هیاهو را با فرشته هایت آغاز کنی.</strong></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://day.kowsarblog.ir/جیغ-فرشته-زیباست">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://day.kowsarblog.ir/جیغ-فرشته-زیباست#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://day.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1033541</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>بچگی کن</title>
			<link>https://day.kowsarblog.ir/بچگی-کن</link>
			<pubDate>09:01:00 +0430 پنجشنبه، 12 تیر 1399</pubDate>			<dc:creator>دی</dc:creator>
			<category domain="main">موضوع آزاد</category>
<category domain="alt">دی، مادر، زن</category>			<guid isPermaLink="false">1031228@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;سر و صدای بازی کردنشان مدهوش کننده هست. انگار هر پنج دقیقه یک کپسول ژلوفن با آب خنک مصرف می کنید. نمایش که بازی می کنند، عجیب محو نقش می شوند. آنقدر غرق شخصیت نمایش می شوند که تا چند روز تو اجازه نداری اسم واقعی خودشان را صدا بزنی؛ باید فقط به آن شخصیت نمایش بشناسی اش. بزرگترین بازیگران سینماهای دنیا هم به گرد پایشان نمی رسند.گاهی میان بازی و نمایش نیاز به همفکری و مشورت با مادر یا پدر پیش می آید که باز هم غرورشان اجازه نمی دهد بابا و مادر صدا بزنند. در همان حس نقش مارا آقا و خانم صدا می زنند؛ راهنماییشان را می گیرند و برای ادامه بازی می روند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;گاهی یک نقش کوچک هم به ما می دهند. و ما که کودک درونمان با این بازی شیرینشان بیدار شده، از خدا خواسته، قبول می کنیم و قاطی بازی می شویم.اعتراف می کنم، گاهی کارهایم را زودتر انجام می دهم تا من هم بر سر صحنه برسم و بتوانم نقشی را بگیرم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در هم نشینی با کودکان، خود را همسان آنان می پنداشت و با آنها سرگرم بازی می شد و به دیگران نیز سفارش می کرد: مَن کانَ عندَهُ صَبیٌّ فَلیَتَصابَّ لَهُ ، کسی که نزد او کودکی است، باید کودکانه رفتار کند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://day.kowsarblog.ir/بچگی-کن&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #000000;">سر و صدای بازی کردنشان مدهوش کننده هست. انگار هر پنج دقیقه یک کپسول ژلوفن با آب خنک مصرف می کنید. نمایش که بازی می کنند، عجیب محو نقش می شوند. آنقدر غرق شخصیت نمایش می شوند که تا چند روز تو اجازه نداری اسم واقعی خودشان را صدا بزنی؛ باید فقط به آن شخصیت نمایش بشناسی اش. بزرگترین بازیگران سینماهای دنیا هم به گرد پایشان نمی رسند.گاهی میان بازی و نمایش نیاز به همفکری و مشورت با مادر یا پدر پیش می آید که باز هم غرورشان اجازه نمی دهد بابا و مادر صدا بزنند. در همان حس نقش مارا آقا و خانم صدا می زنند؛ راهنماییشان را می گیرند و برای ادامه بازی می روند.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #000000;">گاهی یک نقش کوچک هم به ما می دهند. و ما که کودک درونمان با این بازی شیرینشان بیدار شده، از خدا خواسته، قبول می کنیم و قاطی بازی می شویم.اعتراف می کنم، گاهی کارهایم را زودتر انجام می دهم تا من هم بر سر صحنه برسم و بتوانم نقشی را بگیرم.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #000000;">رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در هم نشینی با کودکان، خود را همسان آنان می پنداشت و با آنها سرگرم بازی می شد و به دیگران نیز سفارش می کرد: مَن کانَ عندَهُ صَبیٌّ فَلیَتَصابَّ لَهُ ، کسی که نزد او کودکی است، باید کودکانه رفتار کند.</span></strong></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://day.kowsarblog.ir/بچگی-کن">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://day.kowsarblog.ir/بچگی-کن#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://day.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1031228</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>در شأن من نیست</title>
			<link>https://day.kowsarblog.ir/در-شأن-من-نیست</link>
			<pubDate>09:59:00 +0430 یکشنبه، 8 تیر 1399</pubDate>			<dc:creator>دی</dc:creator>
			<category domain="alt">اجتماعی</category>
<category domain="main">موضوع آزاد</category>			<guid isPermaLink="false">1025447@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;خیلی به اصطلاح خودش رو می گرفت. از در خونه که بیرون می رفت، سلام و علیکش همیشه خشک و رسمی بود. توی جمع خانوادگی اصلا با مردهای فامیل گرم نبود. بقیه یک دل سیر فوتبال می زدن. اما او یه گوشه می نشست و به چیزی خودش را مشغول می کرد. گاهی اوقات هم به کناره زمین می آمدو بازی را تماشا می کرد.معلوم بود دوست دارد بازی کند، اما غرورش اجازه نمی دهد. خرید که می رفت، هیچ چیزی را سوایی نمی خرید. فقط به فروشنده می گفت فلان مقدار میوه یا تره بار می خواد و کارت می کشید و روانه ی خانه می شد.استاد دانشگاه، دکترای &amp;#8230; ، دوتا مدرک کارشناسی و استاد زبان بود. فکر می کرد هر کسی که این مدارک را دارد یا اصولا تحصیلات دانشگاهی داشته باشد، دیگه نباید با بقیه بجوشد یا نباید بادمجان، گوجه سوا کند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;البته این درد، درد مشترک خیلی از ماهاست. یاد نگرفتیم که غرور و شخصیتمان را صرف این کنیم که به طرف گناه و عصیان نرویم و نافرمانی خدا رو نکنیم. یاد نگرفتیم کسی که چهارتا کتاب خونده و باسواد هست دیگه نباید دروغ بگه، غیبت کنه. نباید مغرور و خودبین و خودخواه باشه. یاد نگرفتیم خاکی تر از اونی باشیم که این چهارتا کتاب رو نخونده.فکر می کنیم اونکه کتاب نخونده باید کوچه بازاری باشه و بی شیله پیله، با همه بجوشه، بخنده، گپ داشته باشه، اما من نه! من نباید به این کارها دست بزنم. آخه در شأن و شخصیت من که تحصیل کرده هستم نیست.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;نه خیر آدم! شأن شما بعد از تحصیلات این است که خودت و خدایت را بیشتر شناخته باشی و گناه نکنی.شأن شما این است که زبان بقیه را بفهمی و درک کنی و در کار خیر و خوبیها السابقون باشی.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://day.kowsarblog.ir/در-شأن-من-نیست&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><span style="color: #000000;">خیلی به اصطلاح خودش رو می گرفت. از در خونه که بیرون می رفت، سلام و علیکش همیشه خشک و رسمی بود. توی جمع خانوادگی اصلا با مردهای فامیل گرم نبود. بقیه یک دل سیر فوتبال می زدن. اما او یه گوشه می نشست و به چیزی خودش را مشغول می کرد. گاهی اوقات هم به کناره زمین می آمدو بازی را تماشا می کرد.معلوم بود دوست دارد بازی کند، اما غرورش اجازه نمی دهد. خرید که می رفت، هیچ چیزی را سوایی نمی خرید. فقط به فروشنده می گفت فلان مقدار میوه یا تره بار می خواد و کارت می کشید و روانه ی خانه می شد.استاد دانشگاه، دکترای &#8230; ، دوتا مدرک کارشناسی و استاد زبان بود. فکر می کرد هر کسی که این مدارک را دارد یا اصولا تحصیلات دانشگاهی داشته باشد، دیگه نباید با بقیه بجوشد یا نباید بادمجان، گوجه سوا کند.</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000000;">البته این درد، درد مشترک خیلی از ماهاست. یاد نگرفتیم که غرور و شخصیتمان را صرف این کنیم که به طرف گناه و عصیان نرویم و نافرمانی خدا رو نکنیم. یاد نگرفتیم کسی که چهارتا کتاب خونده و باسواد هست دیگه نباید دروغ بگه، غیبت کنه. نباید مغرور و خودبین و خودخواه باشه. یاد نگرفتیم خاکی تر از اونی باشیم که این چهارتا کتاب رو نخونده.فکر می کنیم اونکه کتاب نخونده باید کوچه بازاری باشه و بی شیله پیله، با همه بجوشه، بخنده، گپ داشته باشه، اما من نه! من نباید به این کارها دست بزنم. آخه در شأن و شخصیت من که تحصیل کرده هستم نیست.</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000000;">نه خیر آدم! شأن شما بعد از تحصیلات این است که خودت و خدایت را بیشتر شناخته باشی و گناه نکنی.شأن شما این است که زبان بقیه را بفهمی و درک کنی و در کار خیر و خوبیها السابقون باشی.</span></strong></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://day.kowsarblog.ir/در-شأن-من-نیست">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://day.kowsarblog.ir/در-شأن-من-نیست#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://day.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1025447</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>تو دهنی خوردن نفس</title>
			<link>https://day.kowsarblog.ir/تو-دهنی-خوردن-نفس</link>
			<pubDate>08:31:00 +0430 پنجشنبه، 5 تیر 1399</pubDate>			<dc:creator>دی</dc:creator>
			<category domain="main">موضوع آزاد</category>			<guid isPermaLink="false">1021634@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;عاشق لحظه هایی هستم که چشمم اینور آنور دودو می کند.عاشق لحظه هایی هستم که گوشم تیز می شود ببینم چه کسی در مورد من چه می گوید. عاشق لحظه هایی هستم که خودم را می کشم، خستگی می دهم، خواری می دهم تا بقیه از من خوششان بیاید و به به و چه چه کنند، عاشق لحظه ای هستم که از بین چند نفر من می پرم وسط تا به پیرزن سبد به دست کمک کنم تا آفرین و احسنت بقیه را ببینم. امّاااااا،&amp;#8230; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;هیییچ جوابی که نمی شنوم، هیچ تعریف و تمجیدی که نمی بینم، هیچ فکر مثبتی که به ذهن کسی خطور نمی کند، هیچ دستی که برایم کف نمی زند، هیچ، برعکس بی محلی، بی توجهی، گاهی هم کاااملا عادلانه، خون دل خوردن، نیش زدن، کوچک کردن می بینم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;آاای حال میدهد! آی این حالم حال میدهد.عاشق این حال هستم.عاااشق قهر کردن و تو دهنی خوردن نفسم هستم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;آنوقت هست که یک نفس عمیق پاااک و خالصانه از ته قلبم می کشم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;قسمت دوم این حدیث را دوست دارم، چرا که گویای آن حال کذایی من است:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #ccffcc; color: #000000;&quot;&gt;رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: هر کس به خدا وابسته باشد، خداوند همه ی کارهای او را کفایت می کند و از جایی که فکرش را نمی کند روزی اش را می رساند و هر کس به دنیا وابسته گردد، خداوند او را به دنیا وامی گذارد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://day.kowsarblog.ir/تو-دهنی-خوردن-نفس&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #000000;">عاشق لحظه هایی هستم که چشمم اینور آنور دودو می کند.عاشق لحظه هایی هستم که گوشم تیز می شود ببینم چه کسی در مورد من چه می گوید. عاشق لحظه هایی هستم که خودم را می کشم، خستگی می دهم، خواری می دهم تا بقیه از من خوششان بیاید و به به و چه چه کنند، عاشق لحظه ای هستم که از بین چند نفر من می پرم وسط تا به پیرزن سبد به دست کمک کنم تا آفرین و احسنت بقیه را ببینم. امّاااااا،&#8230; </span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #000000;">هیییچ جوابی که نمی شنوم، هیچ تعریف و تمجیدی که نمی بینم، هیچ فکر مثبتی که به ذهن کسی خطور نمی کند، هیچ دستی که برایم کف نمی زند، هیچ، برعکس بی محلی، بی توجهی، گاهی هم کاااملا عادلانه، خون دل خوردن، نیش زدن، کوچک کردن می بینم.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #000000;">آاای حال میدهد! آی این حالم حال میدهد.عاشق این حال هستم.عاااشق قهر کردن و تو دهنی خوردن نفسم هستم.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #000000;">آنوقت هست که یک نفس عمیق پاااک و خالصانه از ته قلبم می کشم.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #000000;">قسمت دوم این حدیث را دوست دارم، چرا که گویای آن حال کذایی من است:</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="background-color: #ccffcc; color: #000000;">رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: هر کس به خدا وابسته باشد، خداوند همه ی کارهای او را کفایت می کند و از جایی که فکرش را نمی کند روزی اش را می رساند و هر کس به دنیا وابسته گردد، خداوند او را به دنیا وامی گذارد.</span></strong></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://day.kowsarblog.ir/تو-دهنی-خوردن-نفس">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://day.kowsarblog.ir/تو-دهنی-خوردن-نفس#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://day.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1021634</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
